تبليغاتX
روزهاي خوشي كه با هم بوديم
   

 


روزهاي خوشي كه با هم بوديم 

 




 


درد و دل


       آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان

:: تمام پیوندها ::
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :
 

گوگوش دوست دارم

اي چراغ هر بهانه / از تو روشن ، از تو روشن



اي كه حرفاي قشنگت / منو آشتي داده با من



من و گنجشكاي خونه / ديدنت عادتمونه



از براي ديدن تو / پر مي گيريم از تو لونه



باز ميايم كه مثل هر روز / برامون دونه بپاشي



منو گنجشكا مي ميريم / تو اگه خونه نباشي



هميشه اسم تو بوده / اول و اخر حرفام



بس كه اسم تو رو خوندم / بوي تو داره نفسهام



عطر حرفاي قشنگت / عطر يك صحرا شقايق



تو همون شرمي كه از اون / سرخه گونه هاي عاشق



شعر من رنگ چشاته / رنگ پاك بي رياي



بهترين رنگي كه ديدم / رنگ زرد كهربائي


خواننده : گوگوش






نويسنده: رامين مورخ: جمعه هفتم دی 1386 در ساعت: 21:54
      |+|


بازآي که به خود نيازم بيني
بيداري شبهاي درازم بيني
ني ني غلط ام که خود فراق تو مرا
کي زنده رها کند
کي زنده رها کند
که بازم بيني
هروز دلم در غم تو زار تر است
وزمن دل بيرحم تو بيزار تراست
بگذاشتيم غم تو مگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادار تر است
                                  





نويسنده: رامين مورخ: جمعه هفتم دی 1386 در ساعت: 20:2
      |+|

میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم






نويسنده: رامين مورخ: جمعه هفتم دی 1386 در ساعت: 19:56
      |+|



دارم از نگاه گرمت ميرسم به اوج باور. باورم کن که تويي تو. تو همون فرصت آخر دستاي سرد غروب و باز رو شونه هام مي بينم. واسه طلوع خورشيد، باز به انتظار مي شينم. اما از اول قصه آخرش رو ميشه فهميد. تو بايد باشي که بازم بشه عاشقونه خنديد. تقديم به عشق قشنگم.


نويسنده: رامين مورخ: جمعه هفتم دی 1386 در ساعت: 12:26
      |+|

يه بوووووووووس  بده!






نويسنده: رامين مورخ: چهارشنبه پنجم دی 1386 در ساعت: 23:55
      |+|

روزگارم گله مندی شده است "من بگریم تو بخندی " شده است از دلم یاد نکردی شاید: عشق هم سهمیه بندی شده است



نويسنده: رامين مورخ: چهارشنبه پنجم دی 1386 در ساعت: 23:51
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: چهارشنبه پنجم دی 1386 در ساعت: 21:3
      |+|

درد خــــــواهـم دوا نمي خـــــــواهـــــم  !!!              

غصـــــه خـــــواهــــم نـوا نمي خــواهـم

عـــــــاشقـــــم،،عـــــــــاشقــــم مــــريض تـــــــــوام            

زيـن مــــرض مـــــــن شفــــا نـمي خـــــــواهـــــــــــم

مـــن جفــــايـت بــــه جـــان خــــــريدارم               

از تــــــو تــــــرك جفــــا نـمي خــــواهـم

از تــــــــو جـــــانــــــــا ،جـفـــــا وفـــــــــــا بــــاشـــــد                   

پـــــس دگــــــــر مـــــن وفــــــــا نـــمــي خـــواهـــــم

تــــو صـفــاي مـني و مــــــــروه مــــــــن                 

مـــــــــروه را بـــا صفـــــا نـمي خــواهـم

صــــــــــوفـــي از وصـل دوست بــــي خـــبـــــر است  

صــــــــــوفـــي بـــــــي صفـــــــا نـمــــي خـــواهــــم

تــــــــو دعــــاي منـــي،تــــو ذكـــر منــي                  

ذكــــر و فـــكـــــر و دعــــا نــمي خـواهـم

هــــــــر طـــــــــــرف رو كنــــم تــــويـــــي قــــبــــلـــه                

قــبـــلــــــه،قــــبـلـــــــه نـمــــــا نـمـــي خــــواهــــــم

مــــــرا كـــــه مـينـگـــــري،فــــدايــي تـوام                   

مـــــن فـــــدايــــم ، فــــدا نــمـي خــواهـم
چه کنم من ؟؟

به که گويم ؟؟

به که گويم

که تو را ميخواهم

 به که گويم

که تو را ميجويم

 

من تو را ميخواهم و ميجويمت

من تو را ميخواهم و مي گويمت

 من ز تو از عمق جان عاشق شدم

من ز تو از غصه ها فارق شدم

 

چه کنم من ؟؟

به که گويم

 به که گويم

 که دلم پر درد است

 به که گويم

 که چشمم پر اشک است





نويسنده: رامين مورخ: چهارشنبه پنجم دی 1386 در ساعت: 20:52
      |+|

اين پست ميزارم  كه هر كي هر مطلب قشنگي به ذهنش ميرسه تو ( نظر دهيد )قرار بده و اگه  قشنگ و تكراري نبود با  1  عكس تو وبلاگم به اسم خودش قرار ميدم و هر كدوم بيشتر نظر جلب كرد اول ميشه و از من يه جايزه داره پس شركت كنيد شايد شما برنده شديد . ممنون



نويسنده: رامين مورخ: چهارشنبه پنجم دی 1386 در ساعت: 20:31
      |+|




با تشكر از كسي كه بيشتر اين عكس ها رو براي من جمع كرده كه وبلاگم قشنگ باشه اينو بدونه خيلي دوسش دارم

نويسنده: رامين مورخ: چهارشنبه پنجم دی 1386 در ساعت: 20:16
      |+|

غم آمد كه نامهرباني كند براي دلم نوحه‌خواني كند تمام غزلهاي سبز مرا درون خودش بايگاني كند و ترسم از اين است يك روز باد بهار دلم را خزاني كند چرا رفت و هرگز به يادش نبود از اين خسته دل قدرداني كند خلاصه بگويم نمي‌بخشمش مگر عشق پادرمياني كند .




نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهارم دی 1386 در ساعت: 23:29
      |+|


مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه


نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهارم دی 1386 در ساعت: 22:57
      |+|

تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنگيه قسمت ما ست که ما به هم نمي رسيم





نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهارم دی 1386 در ساعت: 22:57
      |+|

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست


نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهارم دی 1386 در ساعت: 22:32
      |+|

غم آمد كه نامهرباني كند براي دلم نوحه‌خواني كند تمام غزلهاي سبز مرا درون خودش بايگاني كند و ترسم از اين است يك روز باد بهار دلم را خزاني كند چرا رفت و هرگز به يادش نبود از اين خسته دل قدرداني كند خلاصه بگويم نمي‌بخشمش مگر عشق پادرمياني كند .


نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهارم دی 1386 در ساعت: 19:14
      |+|

¤*•,¸.¸,•*¤*•,¸.¸,•¤*•,¸.¸,•*¤*•,¸.¸, .(¯`°´¯)• (¯`°´¯) .• ¤*•,¸. •*¤*,¸.MERRY CHRISTMAS & HAPPY NEW YEAR!!!•2008*¤* •,¸.¸,•*¤ *•,¸.¸,•*¤*•,¤*•,¸.¸,•*¤*•,¸.,•*¤*•,¸.¸,•*¤*•,¸.¸,•

نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهارم دی 1386 در ساعت: 3:4
      |+|

خنده


رفتم پيش يه پيشی گفتم زن من ميشی؟ گفتش پرو نميشی؟ گفتم مث شيپيشی. گم شی پيدا نميشی. گفتش چه قدر سريشی. گفتم اگه زنم شی از دستم راحت ميشی!

نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهارم دی 1386 در ساعت: 2:54
      |+|






نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهارم دی 1386 در ساعت: 2:22
      |+|

عاشــقت بودم و ديــــوانه حسابم کردي آشنــــــا بودم و بيــــگانه خطابم کردي گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم چه بگويم، که غم دل برود تا تو بيـايي




نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهارم دی 1386 در ساعت: 2:13
      |+|

هیچ زمان رفتن دلیل بر نبودن نیست . گاهی آدما از روی ناچاری یا هر چیز دیگه مجبور میشن عشقشونو ترک کنن و تنهاش بذارن گاهی شرایط اونقدر سخت و کشنده می شه که دوست داری فقط تنها باشی .اونقدر تنها که هیچ کس نباشه که اشکها و حق حقت رو ببینه و بشنوه بخاطر همین تظاهر به بی خیالی میکنی .گاهی مجبور می شی تظاهر کنی که خوشحالی و یه لبخند ساختگی رو بذاری رو لبات تا کسی از عمق دلت با خبر نشه و نفهمه اون تو چی می گذره. گاهی اونقدر دلت می گیره که فقط از خدا یه شونه میخوایی برای گریه. گاهی بغض سنگینی که تو گلوته مجال حرف زدن رو ازت می گیره . و اون زمانه که دوست داری کسی رو داشته باشی که تموم حرفاتو از نگاه پر دردت بخونه و نیاز نباشه همه چیز رو براش بگی.گاهی هجوم خاطرات اونقدر عذابت می ده که دیگه ا ز خدا هیچی نمی خوایی جز یک لحظه آرامش خاطر به دور از هر گونه حس دلتنگی و نیاز.
گاهی دلت میخواد بری . اونقدر دور شی که حتی رد پایی ازت به جا نمونه و کسی پیدات نکنه .بخاطر همین پا تو جاده ای میذاری که نمیدونی به کجا خطم میشه و میری .اما افسوس که به جایی می رسی که دیگه حتی راه برگشت رو هم نمیدونی و تو یه کوره راه نا معلوم بی پناه و سر گشته گم میشی و نا باورانه قشنگی ظاهر اول راه رو با اون خرابه ای که توش قرار گرفتی مقایسه می کنی . وقتی بعد از اون همه تفکر به هیچ می رسی نا امیدانه فقط اشک میریزی و خودتو سرزنش می کنی که یه دفعه یه سوسوی کم نور چراغ فانوس یه رهگذر چشماتو مات و خیره می کنه . اونجاست که می فهمی همیشه و همیشه دست حمایتگر یه ناجی رو شونه هات بوده و تو حسش نکردی......




نويسنده: رامين مورخ: دوشنبه سوم دی 1386 در ساعت: 21:28
      |+|

 


هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينه كه منتظر بمونه...






نويسنده: رامين مورخ: دوشنبه سوم دی 1386 در ساعت: 21:9
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: دوشنبه سوم دی 1386 در ساعت: 2:18
      |+|




کاش این جمله هیچ وقت یادمون نره آدمی چه خوب باشه چه بد باشه مسافره کاش تا دیر نشده قدر همو خوب بدونیم نکنه دیر بشه تا ابد پشیمون بمونیم ............




نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 23:2
      |+|

ديگه ديدنم محاله ، ديگه برگشتن خياله ، سزاي كارت همينه ، دلم از نگات بيزاره . هرگاه به آينه نگاه مي كنم نفرتم از چشمانم بيشتر مي شود تا نگاهم به چشمان تو مي افتد نفرتم از قلبم بيشتر مي شود و تا عشق را احساس مي كنم تو را زنگاري بر آينه عشقم مي يابم . يادت مياد گفتم بهد اگه نمي شي مرحمم تورو خدا زخمم نشو كه تيكه پارس بدنم ، تو عين ناباوري و توهم شدي يه زخم نو هيچ نمي خوام مثل توشم از جلوي چشام برو

دست تو، تو دست من بود دلت اما جاي ديگه تو خودت خبر نداري اما چشمات اينو ميگه مدتي بود حس مي كردم كه دلت يه جا اسيره پشت پا زدي به بختت كي واست جز من مي ميره... هنوز هم دوستت دارم ولي تو





نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 22:44
      |+|

غم آمد كه نامهرباني كند براي دلم نوحه‌خواني كند تمام غزلهاي سبز مرا درون خودش بايگاني كند و ترسم از اين است يك روز باد بهار دلم را خزاني كند چرا رفت و هرگز به يادش نبود از اين خسته دل قدرداني كند خلاصه بگويم نمي‌بخشمش مگر عشق پادرمياني كند .

 

نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 22:22
      |+|

قلبم محكوم شد به شكستن ... غرورم محكوم شد به خرد شدن ... احساسم محكوم شد به بازي گرفته شدن ... دلم محكوم شد به تير خوردن ... چشمانم محكوم شدند به باريدن ... خاطراتم محكوم شدند به فراموش شدن ... و اما عشقت محكوم شد كه اسير بشود در ميان قطره قطره خونم ... در ميان جاي جاي قلبم ... و در ميان تكه تكه هاي قلب تكه تكه ام



نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 20:48
      |+|

خواب عشقت سلام اي کهنه عشق من ، که ياد تو چه پابرجاست
سلام بر روي ماه تو ، عزيز دل سلام از ماست
تو يک روياي کوتاهي ، دعاي هرسحرگاهي
شدم چون ، مرا اينگونه مي خواهي
 
من آن خاموش خاموشم ، که با شادي نمي جوشم
ندارم هيچ گناهي جز که از تو چشم نمي پوشم
تو غم در شکل آوازي ، شکوهه اوج پروازي
نداري هيچ گناهي جز که بر من دل نمي بازي
سلام اي کهنه عشق من ، که ياد تو چه پابرجاست
سلام بر روي ماه تو ، عزيز دل سلام از ماست
بکُش دل را ، شهامت کن ، مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نماي خلق ، مرا تو درس عبرت کن
مرا ديوانه مي خواهي ، زخود بيگانه مي خواهي
مرا دلباخته چون مجنون ، زمن افسانه مي خواهي
شدم بيگانه با هستي ، زخود بي خودتر از مستي
نگاهم کن ، نگاهم کن ، شدم هر آنچه مي خواستي
 


بکن حرف مرا باور ، نيابي از من عاشق تر
نمي ترسم من از اقرار ، گذشت آب از سرم ديگر
سلام اي کهنه عشق من ، که ياد تو چه پابرجاست
سلام بر روي ماه تو ، عزيزدل سلام از ماست 



نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 20:40
      |+|

ماشين عروس



ماشين عروس با حال خدا قسمتتون كنه( بگو انشا الله)

نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 20:19
      |+|

نكته خيره كننده علمي

هر تكه كاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا كرد.
-در هرم خئوپوس در مصركه 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است به اندازه اي سنگ بكار رفته كه ميتوان با ان ديواري اجري به ارتفاع 50 cmدر دور دنيا ساخت.
-هر سال از 600/557/31ثانيه تشكيل شده است.
-بزرگترين گل جهان فلوزيا نام دارد .
-بيشترين ضربان قلب راقناريها با1000بار در دقيقه وكمترين را فيل با27 بار در دقيقه دارد.
-اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا 97000 كيلو متر ميشود.
-سرعت صوت در فولاد 14 بار سريعتر از سرعت ان در هواست.
- وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مينشيند ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود.
-نور خورشيد فقط تا عمق 400متري اب دريا نفوذ ميكند.
- امريكا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.
- عدد 2520 را ميتوان بر اعداد 1 تا10 تقسيم نمود بدون انكه خارج قسمت كسري داشته باشد.
- فشار در مركز خورشيد تقريبا700ميليون تن بر452/6سانتي متر مربع است.
- طول عمر مردم سويد و ژاپن از ديگر ملل جهان بيشتر است.
-شيشه در ظاهر جامد به نظر ميرسدولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت ميكند.
-داغ ترين نقطه كره زمين در دالول اتيوپي است . در اين منطقه در يك روز عادي دماي هوا در سايه به 94 درجه فارنهايت ميرس
 

نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 19:43
      |+|



اگه بوسه ها آب باشن ، من به تو دریا رو می دم...اگه در آغوش گرفتن ها مثل برگ باشه ، من به تو جنگل رو میدم...اگه دوستی یه سیاره ست ، من به تو کهکشان رو میدم...اگه عشق زندگیه ، من زندگيمو رو واسه همیشه میدم به تو
نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 17:27
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 17:12
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 3:59
      |+|

وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شد

وقتی که دیگر رفت

من در انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم







نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 3:52
      |+|

عشق
....با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند




نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 3:38
      |+|



زیر پلکت سایه بانم میدهی؟ سوختم آیا پناهم میدهی؟ آتشی افتاده بر جان و دلم ، قطره آبی بر لبانم میدهی؟ میهمان جان جانان گر شوم ، میزبانی را نشانم میدهی؟ تا بیاسایم دمی در پای عشق ، زیر چترت سرپناهم میدهی؟ ای جواب پرسش بی پاسخم ، عشق را آیا نشانم میدهی؟ رو مگردان نازنین با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات یک بوسه گاهم میدهی؟


نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 3:31
      |+|

ياد خدا



اين يادت نره صبح كه از خواب بيدار ميشي بگو خدايا امروز با ياد تو شروع ميكنم هر چي تو بخواي همون ميشه راضيم به رضاي تو


نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 3:26
      |+|

اي خدا چرا؟

چشم من نگاه نکن دوباره گریت میگیره ساده بگم که عشق من باید تو قلبت بمیره فاصله بین من و تو از اینجا تا آسموناست خیلی عزیزی واسه من اما زمونه بیوفاست برایه این در به دری توبهترین گواهمی دروغ نگو که میدونم همیشه چشم به راهمی قسم نخور که روزگار به کام ما دو تا نبود به هر کی عاشقه بگو غم که یکی دوتا نبود بگو تا وقتی زنده ام نگاه تو سهم منه هر جایه دنیا که باشی دلم واست پر میزنه



نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 3:8
      |+|

ازدواج موقت
نظرتون در اين مورد 

چيه  ؟ نظربديد كسايي هم كه مايلن ميتونن از همينجا آدم مناسب خودشونو پيدا كن



  
نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 2:55
      |+|

زندگی زيباست نه در رويا...
بوسه زيباست نه براي هوس...
پرنده زيباست نه براي قفس...
   دوست داشتن زيباست نه براي لمس کردن براي حس کردن   



نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 2:34
      |+|

لبخند
به يه نفر ميگن با زنجير وانجير جمله بساز . ميگه : ما رفتيم زن جيريفتيم نگو ان جيريفتيم .
نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 0:19
      |+|





نويسنده: رامين مورخ: شنبه یکم دی 1386 در ساعت: 0:14
      |+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

 

کدهای جاوا اسکریپت و قالب
بهترین وبلاگ ایرونی
بهترین کدهای جاوا و قالبهای زیبا در مینوس
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد