تبليغاتX
روزهاي خوشي كه با هم بوديم
   

 


روزهاي خوشي كه با هم بوديم 

 




 


درد و دل


       آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان

:: تمام پیوندها ::
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :
 


شمع و پروانه منم مست ميخانه منم
رسوای زمانه منم ديوانه منم
رسوای زمانه منم ديوانه منم

يار پيمانه منم از خوب بيگانه منم
رسوای زمانه منم دیوانه منم

چون باد صبا در به درم
با عشق و جنون همسفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
رسوای زمانه منم ديوانه منم

تو ای خدای من شنو نوای من
زمين و آسمان تو ميلرزد به زير پای من
مه و ستارگان تو ميسوزد ز ناله های من
رسوای زمانه منم ديوانه منم
رسوای زمانه منم ديوانه منم

وی از اين شيدا دل من
مست و بی و پروا دل من
مجنون هر صحرا دل من
رسوا دل من رسوا دل من
ناله تنها دل من داغ حصرت ها دل من
سرمایه سودا دل من
رسوا دل من

خاک سر پروانه منم خون دل پيمانه منم
چون شور ترانه تويي چون آه شبانه منم
رسوی زمانه منم ديوانه منم
رسوی زمانه منم ديوانه منم




نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه هجدهم دی 1386 در ساعت: 18:6
      |+|


اگه شدم عاشق تو نزار كه بی تاب بمونم
لالایی شبام تویی نزار كه بی خواب بمونم
دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی
فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشق بمونی




نويسنده: رامين مورخ: دوشنبه هفدهم دی 1386 در ساعت: 22:0
      |+|

قصه تمومه عشق من! فاصله رو صدا بزن
اينجوري خيلي بهتره ‚ هم واسه تو هم واسه من
قصه تمومه ‚ عشق من !‌ بايد من رو جا بذاري
بايد صدام رو
تو شب ترانه تنها بذاري
بدون تو سايه ي من تنها نشوني منه
بغض ترانه ساز من كنار تو نمي شكنه
دل سپردن رمز قفل اين حصار تو به تو نيست
با تو بودن بهترينه ! اما ختم جستجو نيست
اونور ديوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعكاس اين ترانه ‚ آخرين آواز قو نيست
بايد بري تا بتونم اين شب رو نقاشي كنم
طعم گس نيشاي اين عقرب رو نقاشي كنم
بايد بري !‌دوس ندارم شب به تو چپ نگاه كنه
دوس ندارم دستاي شب ‚ صورتت رو سياه كنه
نه من من ‚ نه من تو ‚‌ تو اين شبا ما نميشه
عشق عظيم ما دوتا ‚ زير يه سقف جا نميشه
دل سپردن رمز
قفل اين حصار تو به تو نيست
با تو بودن بهترينه ! اما ختم جستجو نيست
اونور ديوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعكاس اين ترانه ‚ آخرين آواز قو نيست




نويسنده: رامين مورخ: دوشنبه هفدهم دی 1386 در ساعت: 21:52
      |+|

زمان: طولاني مي شود براي كساني كه غصه دارند . كوتاه مي شود براي كساني كه شاد هستند . دير مي گذرد براي كساني كه منتظر هستند . زود مي گذرد براي كساني كه عجله دارند . اما ابدي مي شود براي كساني كه عاشق هستند




نويسنده: رامين مورخ: دوشنبه هفدهم دی 1386 در ساعت: 15:12
      |+|

باز هم گيسو پريشان كن مرا
مثل دريايي خروشان كن مرا
كفر گيسو را بده بر دست باد
نامسلمانم ، مسلمان كن مرا
جرعه اي از چشمهايت را بريز
خيس تر از چشم باران كن مرا
چتر چشمان قشنگت را مبند
زير بال عشق پنهان كن مرا



نويسنده: رامين مورخ: یکشنبه شانزدهم دی 1386 در ساعت: 2:5
      |+|

هر که عاشق شد منت از صد یار می باید کشید
بهر یک گل منت از صد خار می باید کشید

من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل
بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید




نويسنده: رامين مورخ: یکشنبه شانزدهم دی 1386 در ساعت: 1:57
      |+|

می رسد روزها بی من سر کنی

 


میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
 

 

 

میرسدروزی که تنها درکنار عکس من 

 


نامه هایه کهنه ام را مو به مو از بر کنی






نويسنده: رامين مورخ: یکشنبه شانزدهم دی 1386 در ساعت: 1:21
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: یکشنبه شانزدهم دی 1386 در ساعت: 1:11
      |+|



كاشكي دوستت نداشتم اونوقت ميتونستم مغرورانه از كنارت رد بشم بدون اينكه نيم نگاهي بهت بندازم … كاشكي دوستم داشتي اونوقت وقتي باهات حرف ميزدم به چشمام نگاه ميكردي نه لبام … چقدر جاي وجودت خاليه كنار تنم … جاي دستات خاليه توي دستام …

چقدر آروم قلب هزار دريچه ي منو تصرف كردي … و چه آسون همه بهونه هام را يكي كردي … كي گفت اگه بري عشقتم ميبري؟ … تو رفتي و هر روز ديوونه تر شدم واسه شنيدن زنگ صدات … سنگيني نفسهات … واون احساس بي ثبات … دفتر بي خطم با خط هايي پريشان منتظر است دستي او را ورق بزند …




نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 19:1
      |+|

مي خوام تو ياد من عشقت بميره

ولي از قلب من مهرت رها نيست

دارم آتيش مي گيرم از جدايي

ولي هيچكي به فكر قلب ما نيست

خدايا پس ميون اين همه دل

چرا حتي يكيشون با وفا نيست

همه دنيا مي دونن اين حديثو

كه آرامش براي عاشقا نيست







نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 17:57
      |+|



نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 17:53
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 17:42
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 17:39
      |+|



نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 17:33
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 17:25
      |+|

تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی ،زندگی زیباست حتی اگر کور باشی !! خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی !! اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی !!



نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 17:1
      |+|

لمس کن کلماتي را که برايت مي نويسم تا بخواني و بفهمي چقدر جايت خاليست ... تا بداني نبودنت آزارم مي دهد ... لمس کن نوشته هايي را که لمس ناشدنيست و عريان ... كه از قلبم بر قلم و كاغذ مي چكد لمس کن گونه هايم را که خيس اشك است و پُر شيار ... لمس کن لحظه هايم را ... تويي که نمي داني من كه هستم? لمس کن اين با تو نبودن ها را لمس کن



نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 16:36
      |+|

توجه
حتما به آرشيو هم نظري بندازيد . از دست نديد با حاله!

نظر نديد دلمو ميشكونيد نظر يادتون نره مرسي  مووووووووچ

نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 2:3
      |+|


اگر درياي دل آبیست...تويي فانوس زيبايش...

اگر آينه يك دنياست...تويي معناي دنيايش...

تو يعني دسته‌اي گل را....ز آن سوي افق چيدن..

تو يعني پاكي باران.... تو يعني لذت ديدن...

تو يعني يك شقايق ...به يك پروانه بخشيدن...

تو يعني از سحر تا شب به زيبايي درخشيدن...

تو يعني يك كبوتر را ز تنهايي رها كردن...

خداي آسمان‌ها را... به آرامي صدا كردن...

تو يعني مثل نيلوفر هميشه مهربان بودن...

تو يعني باغي از مريم...تو يعني كهكشان بودن....

تو يعني چتري از احساس براي قلب باراني...

تو يعني پيك آزادي....براي روح زنداني...

تو يعني در زمستان‌ها... به فكر پونه افتادن...

تو يعني روح باران را...متين و ساده بوسيدن...

و يا در پاسخ يك لطف... به روي غنچه خنديدن...

اگرچه دوري از اينجا...تو يعني اوج زيبايي...

كنارم هستي و هر شب ... به خوابم باز مي‌آيي...




نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 1:53
      |+|

فاصله
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست

بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن

گفتي كه نه ! بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف

تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آنوقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست






نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 1:48
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 1:39
      |+|

شب هاي هجران را سحر كن/ به عشق خود دلم را شعله ور كن/در اين شبهاي سرد بي ترنم لبانم را پر از شير و شكر كن/دل ما چشم در راه تو مانده است سفر را اي پرستو مختصر كن.



نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 1:37
      |+|

آنشب كه دلي بود به ميخانه نشستيم *آن توبه صد ساله به يك جرعه شكستيم* از آتش دوزخ نهراسيم كه آنشب * ما توبه شكستيم ولي دل نشكستيم







نويسنده: رامين مورخ: شنبه پانزدهم دی 1386 در ساعت: 0:32
      |+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

 

کدهای جاوا اسکریپت و قالب
بهترین وبلاگ ایرونی
بهترین کدهای جاوا و قالبهای زیبا در مینوس
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد