تبليغاتX
روزهاي خوشي كه با هم بوديم
   

 


روزهاي خوشي كه با هم بوديم 

 




 


درد و دل


       آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان

:: تمام پیوندها ::
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :
 


 از خدا پرسیدند :خداوندا چه چیزی تو را ناراحت میکند ؟

فرمود: هر وقت بنده ای با من سخن می گوید،

چنان به حرفهای او گوش می دهم که گویی به جز

او بنده دیگری ندارم. ولی او چنان سخن می گوید

که انگار من خدای همه هستم الا او ...




نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 در ساعت: 3:26
      |+|

هيچكس از قلب شما به شما نزديك تر و راستگو تر نيست، بنابر

اين از كساني كه قلب پاك شما، ايشان را به خود نمي پذيرد

اجتناب كنيد !! سقراط






نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 در ساعت: 2:37
      |+|


زندگي بدون عشق يعني شلوار

كردي

بدون كش



نويسنده: رامين مورخ: سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 در ساعت: 2:23
      |+|

یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب

دستت باشد این چند هزارمین شب بی خوابیست

ای عشق فقط حساب دستت باشد



نويسنده: رامين مورخ: یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 در ساعت: 20:31
      |+|

ببينيد و بخنديد

نويسنده: رامين مورخ: جمعه دهم اسفند 1386 در ساعت: 4:32
      |+|

من مرلين مونرو رو هم دوس دارم شما چطور؟ ميخواي بازم عكسشو ببيني (ادامه مطلب)

عشق با روح شقایق زیباست ، عشق با حسرت


عاشق زیباست ، عشق با نبض دقایق زیباست ،


عشق در حسرت دیدار تو زیباست ؛ به امید دیدار



 


نويسنده: رامين مورخ: جمعه دهم اسفند 1386 در ساعت: 4:16
      |+|

گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم   منت عشق از نگاه پرشرابت می کشم   ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم   تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم



 


نويسنده: رامين مورخ: جمعه دهم اسفند 1386 در ساعت: 3:44
      |+|

خیال می کردی قلب من تاب شکستن نداره منتظری بازم دلم پیش


دلت کم بیاره مرام من تو عاشقی یکدلی و صداقته وقتی میگم نوکرتم


این آخر رفاقته



 


نويسنده: رامين مورخ: جمعه دهم اسفند 1386 در ساعت: 3:34
      |+|

يه روزِ سردِ پائيزي ، كه باز از غصه لبريزي
مي ياي با كوله بارِ غم ، چه اشكا كه نمي ريزي
برام با گريه مي خوني ، پشيموني ، پشيموني
دلم مي ريزه از حرفات ، تو چشمات ميشه زندوني
شايد جاروي پلك تو ، با اشكات شونه شه بازم
بپيچه عطر ِ احساست ، دلم ديوونه شه بازم
ديگه طاقت نمي ياره ، دل كوچيک داغونم
اگه برگردي از قهرت ، تورو مي بخشه ، مي دونم
خيالي جز تو با من نيست ، بيا قهرارو پرپر كن
دلم از سنگ و آهن نيست ، تورو بخشيده باور كن
خيالي جز تو با من نيست ، بيا قهرارو پرپر كن
دلم از سنگ و آهن نيست ، تورو بخشيده باور كن
ديگه طاقت نمي ياره ، دل كوچيك داغونم
اگه برگردي از قهرت ، تورو مي بخشه ، مي دونم، مي دونم
يه روزِ سردِ پائيزي ، كه باز از غصه لبريزي
مي ياي با كوله بارِ غم ، چه اشكا كه نمي ريزي
خيالي جز تو با من نيست ، بيا قهرارو پرپر كن
دلم از سنگ و آهن نيست ، تورو بخشيده باور كن
شايد جاروي پلك تو ، با اشكات شونه شه بازم
بپيچه عطر ِ احساست ، دلم ديوونه شه بازم
ديگه طاقت نمي ياره ، دل كوچيك داغونم
اگه برگردي از قهرت ، تورو مي بخشه ، مي دونم



نويسنده: رامين مورخ: پنجشنبه نهم اسفند 1386 در ساعت: 17:19
      |+|

انگاري بوي تو بود زل زده بود به گريه هام
جمعه نبودنت خنديده بود به هفته هام
نكنه زردي برگ ها همشون يه نقشه بود
بشينه تو باغ من ، من از تبار رفته هام
بيا اين خط و نشون ، اين چشم و اينم كمون
اگه دوستم نداري ، قدر عشقمو بدون
تا ته سوي چشمام ، چشم مي گذارم رونه شوي
حيف پا بند دل و حرف هاي عاشقانه شوي
توي تاريكي برو ، ستاره ها منتظرند
شايد امشب بتوني يه غزل شبانه شوي
بيا اين خط و نشون ، اين چشم و اينم كمون
اگه دوستم نداري ، قدر عشقمو بدون
چند تا چشمه خشك بشه
چند تا پري جادو كنه
پلك من برف هاي چند زمستون را پارو كنه
چند نفر تو شعر من خسته بيان ، خسته برن
تا غروب خاطره عشق تو را جارو كنه
بيا اين خط و نشون ، اين چشم و اينم كمون
اگه دوستم نداري ، قدر عشقم را بدون




نويسنده: رامين مورخ: پنجشنبه نهم اسفند 1386 در ساعت: 16:34
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: پنجشنبه نهم اسفند 1386 در ساعت: 16:16
      |+|


نويسنده: رامين مورخ: پنجشنبه نهم اسفند 1386 در ساعت: 15:26
      |+|

 اوني که مدعي بود عاشقته
تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت
بي خبر رفتو تو اين بي راهه ها
ردپاشم واسه چشمات جا نذاشت
آه ......... دل رو سوزوندي
آه .......... چرا نموندي
من و هر ثانيه و جنون تو
واسه من همين خيالت هم بسه
بذار جاده ها اشتباه برن
ما که دستمون به هم نميرسه
با حرير پيله هاي کاغذي
واسه من جادرو ابريشم نکن
من به پروانه شدن نميرسم
حرمت فاصله مونو کم نکن
آه ......... دل رو سوزوندي
آه .......... چرا نموندي



نويسنده: رامين مورخ: پنجشنبه نهم اسفند 1386 در ساعت: 14:9
      |+|

به خاطر من بمون تو خاطرت ميمونم خودم ستاره

ات ميشم تو ميشي آسمونم



نويسنده: رامين مورخ: چهارشنبه هشتم اسفند 1386 در ساعت: 17:45
      |+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

 

کدهای جاوا اسکریپت و قالب
بهترین وبلاگ ایرونی
بهترین کدهای جاوا و قالبهای زیبا در مینوس
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد