تبليغاتX
روزهاي خوشي كه با هم بوديم
   

 


روزهاي خوشي كه با هم بوديم 

 




 


درد و دل


       آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان

:: تمام پیوندها ::
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :
 

اي شمع آهسته بسوز كه شب دراز است ، اي اشك آهسته بريز كه غم زياد است



نويسنده: رامين مورخ: پنجشنبه بیستم تیر 1387 در ساعت: 21:53
      |+|

زیر پلکت سایه بانم میدهی؟ سوختم آیا پناهم میدهی؟ آتشی افتاده بر جان و دلم ، قطره آبی بر لبانم میدهی؟ میهمان جان جانان گر شوم ، میزبانی را نشانم میدهی؟ تا بیاسایم دمی در پای عشق ، زیر چترت سرپناهم میدهی؟ ای جواب پرسش بی پاسخم ، عشق را آیا نشانم میدهی؟ رو مگردان نازنین با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات یک بوسه گاهم میدهی؟






نويسنده: رامين مورخ: چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 در ساعت: 15:26
      |+|


 بهترين دوستم نيستي لا اقل بهترين دشمنم باش اگر غمخوارم نيستي لا اقل بزرگترين غم باش هر چي هستي بهترين باش چون بهترين ها هميشه در ياد خواهند ماند




نويسنده: رامين مورخ: چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 در ساعت: 15:16
      |+|

تو منو داغون کردی ، دلم را تو خون کردی ، از دنیا سیرم کردی ، به ساز تو رقصیدم ، بد کردی من بخشیدم ، شدم اون که تو گفتی ، شاید از خر شیطون بیفتی ، دوست دارم برم و از تو دور بشم ، برم و یه جایی گم و گور بشم



نويسنده: رامين مورخ: چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 در ساعت: 15:10
      |+|

سنگ قبرم را نمیسازد کسی ,مانده ام در کوچه های بیکسی ,
بهترین دوستم مرا از یاد برد , سوختم خاکسترم را باد برد

عشق يعني خاطرات بي غبار/ دفتري از شعر و از عطر بهار/ عشق يعني يك تمنا يك نياز/ زمزمه از عاشقي با سوز و ساز/ عشق يعني چشم خيس مست او/ زير باران دست تو در دست او




نويسنده: رامين مورخ: یکشنبه شانزدهم تیر 1387 در ساعت: 18:2
      |+|

خدايا اگر تو درد عاشقي را مي كشيدي تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي پشيمان ميشدي از اينكه عشق را آفريدي












نويسنده: رامين مورخ: یکشنبه شانزدهم تیر 1387 در ساعت: 17:47
      |+|

دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا
باشي پيدات ميکنم بعد بفهمي با دسته کليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فکر کني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم





نويسنده: رامين مورخ: یکشنبه شانزدهم تیر 1387 در ساعت: 17:42
      |+|


هر چند مال من نشدي ولي ازت خيلي چيزا ياد گرفتم. ياد گرفتم به خاطر کسي که دوسش دارم بايد دروغ بگم. ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. ياد گرفتم تو زندگيم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه اي بشکنم. ياد گرفتم گريه هاي هيچ کس رو باور نکنم. ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم. ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم




نويسنده: رامين مورخ: یکشنبه شانزدهم تیر 1387 در ساعت: 4:10
      |+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

 

کدهای جاوا اسکریپت و قالب
بهترین وبلاگ ایرونی
بهترین کدهای جاوا و قالبهای زیبا در مینوس
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد